دستم نمی رسد
در تیر باران ابرها
هفت آسمان
زیر پا بگذارمت
یک تکه سیب از ضلع شمالی ات
وامانده در دستهای شرقی ام
تا هفت آسمان
بلکه هم بیشتر،
گیسوانت را
رشته – رشته
خیالم راحت ببافم
میان دو انگشت
دکمه های بارانی ام
اگر هم نبندم
عصیان عجیبی ست
بی چتری
برای سفرهای تا ماه
(دلتا)
